شمس الدين محمد كوسج
مقدمه 50
برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )
و نامعقول ، و اكثر ابياتش سست و ناتندرست و مشحون به اغلاط لفظى و معنوى و متضمن كلمات و تركيباتى است كه در نظم و نثر زمان مختارى ابدا معمول و متداول نبوده است . نمونههاى تازهاى از اين قبيل مساهلات را كه از نسخهء چايكين التقاط كردهايم در سطور بعد نشان خواهيم داد . « 1 » سپس استاد همايى در چند صفحه نمونههايى از ابيات سست و ناتندرست شهريارنامه را توضيح كردهاند . اول بار روايت منثور داستان برزو در كتاب احياء الملوك ، تأليف ملك شاه حسين سيستانى مؤلّف به سال 1028 ، آمده است . سيستانى در فصل پادشاهان سيستان ، پيش از نقل داستان كك كوهزاد مىنويسد : چون ناظم مناظم تاريخ عجم ، فردوسى طوسى ، عليه الرّحمة ، اعتقاد به قصهء كوك [ كك ] ندارد ، احوال او در شاهنامه نوشته نشده ، لكن اين قصه در « سيستان » مشهور است و نسخهاى به زبان فرس و پهلوى در آن باب مطالعه شده ، « 2 » از نقل آن ناگزير است ، امّا به صحت آن اعتقاد ندارد . « 3 » وى پس از نقل داستان كك كوهزاد بلافاصله داستان برزو ، فقط بخش نخست را ، به دنبال آن مىآورد . از همينجا كاملا پيداست كه جايگاه رواج داستان برزو هم منطقهء سيستان بوده است . ناهماهنگى برزونامهء كهن با ديگر داستانهاى حماسى چون برزو فرزند سهراب است و بسيارى از پهلوانان اين داستان همان پهلوانان شاهنامه هستند ، لازم مىآيد كه بين اين داستان با داستانهاى شاهنامه هماهنگى باشد . امّا چنين نيست و موارد ناسازگارى از قرار زير است : الف ) در خلاصهء داستان گفته شد كه پادشاه ايران در اين داستان كيخسرو است ، در
--> ( 1 ) . مختارىنامه ، صص 99 - 370 . ( 2 ) . فضل فروخته است ، بىترديد سخنش اساسى ندارد . ( 3 ) . احياء الملوك ، ص 26 .